سه‌شنبه، 12 اسفند 1404 - 15:01

چرا تمایل به اصطکاک، رویکرد محصولات در سال آینده را متحول می‌کند

یک جریان فرهنگی جدید به نام «افزایش عمدی اصطکاک» در حال شکل گیری است که راحتی مطلق دیجیتال را به چالش می کشد. این مفهوم تأثیر عمیقی بر راهبردهای محصول در سال ۲۰۲۶ خواهد گذاشت و مدی...

اصطکاک این روزها مد شده!

این روزهای آغاز سال، عبارت «افزایش عمدی اصطکاک» همه‌جا دیده می‌شود. گزارش‌هایی از گاردین و ولچر (و البته تعداد زیادی اظهارنظر در شبکه‌های اجتماعی) این پدیده را به عنوان یک جریان خلاف‌جهت آرام در برابر یک دهه بهینه‌سازی و راحتی دیجیتال مطرح می‌کنند.

در ساده‌ترین تعریف، این ایده بیان می‌کند که حذف زحمت از همه بخش‌های زندگی لزوماً ما را خوشحال‌تر نکرده است. اینکه بعضی چیزها وقتی ارزشمندتر به نظر می‌رسند که نیازمند قصد، وقت یا کار باشند. این یعنی اتوماسیون کمتر و تلاش بیشتر در جاهایی که اهمیت دارد.

نکته جالب این است که این تفکر از سوی تیم‌های تولید یا شرکت‌های فناوری نمی‌آید. ریشه در فرهنگ دارد. از افرادی که به بی‌اصطکاک بودن زندگی خود فکر می‌کنند و این سوال را می‌پرسند که آیا واقعاً اوضاع در سطح عمیق‌تری بهتر شده است.

ساختن محصولاتی که به مردم کمک می‌کند گوشی را زمین بگذارند

برای من که به عنوان مدیر محصول اپلیکیشن اعضای سوهو هاوس فعالیت می‌کنم، جایگاه عجیب و جالبی برای فکر کردن به این ایده است. از بسیاری جهات، موفقیت در نقش من یعنی اینکه اعضا وقت کمتری روی تلفن‌های خود بگذرانند.

اگر کارم را خوب انجام دهم، این برنامه به افراد کمک می‌کند وارد دنیای واقعی شوند. رزرو یک وعده غذا، پیدا کردن یک سخنرانی، بازدید از یک خانه دیگر یا رزرو یک اتاق. تعامل با فضاها، افراد و تجربیات واقعی. محصول من برای تسهیل زندگی خارج از صفحه نمایش وجود دارد، نه جلب توجه مجدد به آن.

این تنش همزمان با شتاب گرفتن گفتگوها درباره هوش مصنوعی، بیش از پیش ذهن من را درگیر کرده است.

وعده بی‌اصطکاکی هوش مصنوعی

سال‌هاست که هوش مصنوعی به تیم‌های محصول به عنوان نابودگر نهایی اصطکاک معرفی می‌شود. تصمیم‌گیری سریع‌تر. مراحل کمتر. پیش‌فرض‌های هوشمندانه‌تر. سیستم‌های نامرئی که به جای شما فکر می‌کنند. و برای مدتی، این وعده با رویکرد خوب تولید محصول همسو به نظر می‌رسید.

اما اکنون یک تغییر آشکار وجود دارد. ناراحتی فزاینده نسبت به اتوماسیون بیش از حد و واکنش منفی علیه ابزارهایی که همه چیز را بهینه می‌کنند در حالی که معنا و خلاقیت را از بین می‌برند. در کنار آن، یک نگرانی گسترده درباره هزینه زیست‌محیطی هوش مصنوعی وجود دارد، از افزایش مصرف انرژی تا آب مورد نیاز برای تامین نیروی آن. مردم شروع به پرسش کرده‌اند که آیا حذف اصطکاک از هر لحظه واقعاً زندگی آن‌ها را بهبود می‌بخشد، یا فقط آن را یکنواخت می‌کند در حالی که بی‌سر و صدا هزینه بیشتری از آنچه می‌پذیریم دارد.

پس این برای مدیران محصول چه معنایی دارد؟ به ویژه آن دسته از ما که محصولات مصرف‌کننده می‌سازیم.

زمانی که مزیت‌های متمایزکننده پایدار نمی‌مانند

حدس من این است که این لحظه ما را از صحبت درباره ویژگی‌های منحصربه‌فرد دور و به سمت چیزی بادوام‌تر سوق می‌دهد: خندق‌های محافظ محصول.

برای مدت طولانی، راهبرد محصول به شدت بر تفاوت در سطح قابلیت تکیه کرده است. محصول شما چه کاری انجام می‌دهد که بقیه نمی‌دهند؟ لحظه «آهان!» چیست؟ در دنیای هوش مصنوعی، این پاسخ‌ها ماه به ماه کم‌معنی‌تر می‌شوند. بسیاری از قابلیت‌های «قدرت‌گرفته از هوش مصنوعی» را می‌توان به سرعت بازتولید کرد، اغلب با مدل‌های پایه یکسان، دستورالعمل‌های یکسان و نتایج مشابه.

این یک مشکل واقعی ایجاد می‌کند. اگر قابلیت‌ها به راحتی قابل کپی باشند و راحتی دیگر مطلوبیت جهانی نداشته باشد، آنگاه تمایز تنها از طریق سرعت و اتوماسیون کارایی خود را از دست می‌دهد. یک تجربه بی‌اصطکاک، به تنهایی دلیل کافی برای ماندن کاربران نیست.

چرا خندق‌های محصول اکنون بیشتر اهمیت دارند

خندق محصول، حفاظ اطراف یک کالا یا خدمت است. چیزی که مانع رقبا از کپی کردن ساده قابلیت‌ها و گرفتن کاربران می‌شود، همان‌طور که یک خندق از یک قلعه در برابر حمله آسان محافظت می‌کند. خندق محصول درباره کاری که محصول شما به تنهایی می‌تواند انجام دهد نیست. درباره دلیلی است که کاربران با وجود جایگزین‌ها باز هم برمی‌گردند. این خندق با گذشت زمان و از طریق چیزهایی مانند اعتماد، عادت، زمینه انباشته شده، جامعه و گردش کارهایی که آرام‌آرام بخشی از زندگی روزمره می‌شوند، ساخته می‌شود.

وقتی به خندق محصول فکر می‌کنم، این موارد به ذهنم می‌رسد:

عادت‌هایی که به طور طبیعی در زندگی فرد جا می‌گیرند: استراوا کار می‌کند چون تلاش بخشی از ارزش است. ثبت دویدن‌ها و دیدن پیشرفت در طول زمان، فعالیت را به یک عادت تبدیل می‌کند. این عادت، به علاوه تاریخچه و هویت ساخته شده حول آن، یک خندق ایجاد می‌کند. تغییر فقط عوض کردن ابزار نیست، یعنی شکستن یک روال و رها کردن پیشرفت گذشته.

زمینه‌ای که با استفاده بهتر می‌شود: چت‌جی‌پی‌تی بیش از یک سال سوالات، ترجیحات و الگوهای تفکر من را دارد. این زمینه انباشته شده، آن را برای من بسیار مفیدتر از جیمینی یا کلاد می‌کند، صرفاً چون وقت یکسانی را در آن‌ها سرمایه‌گذاری نکرده‌ام. آن‌ها به همان شیوه از من یاد نگرفته‌اند.

جامعه‌هایی که ترک کردنشان سخت به نظر می‌رسد: احتمالاً بعضی از شما هنوز در فیس‌بوک هستید، نه به خاطر لذت‌بخش بودن آن، بلکه به دلیل جامعه‌ای که هنوز به آن متصلید.

گردش کارهایی که جاسازی شده‌اند نه چشمگیر: محصولاتی که آرام‌آرام بخشی از نحوه کار یا زندگی شما می‌شوند، جایی که تغییر حتی اگر جایگزین روی کاغذ بهتر به نظر برسد، اختلال‌زا احساس می‌شود.

با این نگاه، هوش مصنوعی تبدیل به یک بازیگر مکمل می‌شود تا ستاره اصلی. نه چیزی که برای تحت تأثیر قرار دادن عرضه می‌کنید، بلکه چیزی که به طور آرام برای تقویت خندق از آن استفاده می‌کنید. کمک به افراد برای انتخاب‌های بهتر به جای سریع‌تر. اضافه کردن عمق به جای حذف تلاش. خلق تجربیاتی که عامدانه به نظر می‌رسند، نه خودکار.

این همان تغییری است که فکر می‌کنم تیم‌های محصول باید شروع به انجام آن کنند. از پرسش «مزیت متمایزکننده ما چیست؟» به پرسش «چه چیزی جایگزین کردن این را واقعاً سخت می‌کند؟» به ویژه در دنیایی که هم هوش مصنوعی و هم کاربران در برابر بی‌اصطکاکی همه چیز مقاومت می‌کنند.

سوالاتی که هنگام فکر کردن به خندق محصول باید بپرسید

اگر افزایش عمدی اصطکاک درباره عامدانه‌تر بودن است، پس ساختن خندق‌ها با پرسیدن سوالات بهتر شروع می‌شود. برای مثال:

  • تلاش در کجا برای کاربران ما ارزش ایجاد می‌کند، به جای اینکه اصطکاکی باشد که باید حذف کنیم؟
  • کاربران اگر فردا استفاده از محصول ما را متوقف کنند، چه چیزی را از دست می‌دهند؟
  • کدام عادت‌ها یا روال‌ها را در طول زمان تقویت می‌کنیم؟
  • چه زمینه‌هایی را انباشته می‌کنیم که بازسازی آن در جای دیگر سخت باشد؟
  • آیا از هوش مصنوعی برای عمق بخشیدن به اعتماد و درک استفاده می‌کنیم، یا فقط برای سریع‌تر حرکت کردن؟

نتیجه‌گیری...

پس من در آستانه سال ۲۰۲۶ با اصطکاک در ذهنم قدم می‌گذارم. انتخاب عمق به جای فناوری مدروز و ارزش بلندمدت به جای پیروزی‌های کوتاه‌مدت. نه پرسیدن اینکه چگونه می‌توانیم یک مرحله دیگر را حذف کنیم، بلکه آیا آن مرحله دلیلی برای وجود دارد. اگر افزایش عمدی اصطکاک یعنی عامدانه‌تر بودن، پس مدیران محصول باید پیشرو این تغییر باشند، نه واکنش‌دهنده به آن. در دنیایی که تقریباً هر چیزی قابل کپی است، این ممکن است قوی‌ترین خندقی باشد که داریم.

دیدگاه ها

مطالب مرتبط

راهنمای رهبری بدون داشتن قدرت رسمی از زبان شان فلاهرتی

شان فلاهرتی، رهبر باتجربه محصول، در این مصاحبه درباره رهبری بدون اختیار رسمی صحبت می کند. او بر پایه علوم رفتاری و نظریه خودتعیین گری، سه مؤلفه کلیدی...

تحلیل گزارش وضعیت توسعه نرم‌افزار با کمک هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵

گزارش جدید وضعیت توسعه نرم افزار با کمک هوش مصنوعی نشان می دهد این فناوری یک تقویت کننده است، نه میان بر. تیم های سالم را قدرتمندتر و تیم های دارای مش...

چگونه جلسات روزانه اسکرام را با هوش مصنوعی مؤثرتر کنیم

هوش مصنوعی می تواند جلسات روزانه اسکرام را متحول کند. این راهنما نشان می دهد چگونه در سه مرحله قبل، حین و بعد از جلسه از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده ک...