پنج‌شنبه، 11 دی 1404 - 20:44

روش‌های عملی سنجش ارزش کسب‌وکار برای تیم اسکرام

اولویت بندی فهرست وظایف در اسکرام فقط بر اساس حجم کار، محصول را از مسیر اصلی خارج می کند. تمرکز بر ارزش کسب وکار تضمین می کند که تیم روی مهم ترین کارها متمرکز می شود. روش هایی مانن...

درآمد

یکی از کلیدی‌ترین مسئولیت‌ها در چارچوب اسکرام و هدایت محصول، تعیین ترتیب انجام کارها در فهرست وظایف است. اما معیار اصلی برای این ترتیب‌بندی چیست؟ اغلب گروه‌ها تنها به میزان دشواری یا حجم فعالیت توجه می‌کنند. نتیجه این رویکرد، حرکت محصول به سمت تکمیل امور ساده‌تر و کم‌اهمیت‌تر است، به جای آنکه بیشترین سود را برای سازمان و مشتریان ایجاد کند. در این نقطه است که مفهوم ارزش کسب‌وکار به میدان می‌آید.

معضل معمول: توجه به حجم فعالیت یا سرعت اجرا

در تعداد زیادی از گروه‌ها، موفقیت با تعداد امتیازهای تکمیل‌شده یا سرعت پیشرفت سنجیده می‌شود. این نگرش سبب می‌شود فهرست وظایف به سمت کارهایی هدایت شود که انجامشان راحت‌تر و سریع‌تر است، نه لزوماً آنهایی که بالاترین منفعت را برای مشتری و شرکت به همراه دارند. برای نمونه: توسعه یک قابلیت جزئی اما سریع، به جای کار روی یک ویژگی اساسی که مشتریان مدت‌ها در انتظار آن بوده‌اند. یا تمرکز بر بازپرداخت بدهی‌های فنی بدون در نظر گرفتن تجربه نهایی کاربر. این مشکل نشان می‌دهد که صرفاً معیار بزرگی کار برای تعیین اولویت کافی نیست.

ارزش کسب‌وکار به چه معناست؟

ارزش کسب‌وکار معیاری برای اندازه‌گیری میزان سودی است که یک ویژگی یا مورد از فهرست وظایف برای سازمان و کاربرانش ایجاد می‌کند. این سود می‌تواند شامل موارد زیر باشد: افزایش درآمد، کاهش هزینه‌ها، ارتقای تجربه مشتری، رعایت نیازمندی‌های قانونی یا امنیتی و تسهیل ورود به بازارهای تازه. برخلاف معیارهای فنی مانند امتیاز داستان یا میزان تلاش، ارزش کسب‌وکار بر اثر نهایی روی سازمان و کاربران متمرکز است.

فواید اولویت‌بندی بر پایه ارزش کسب‌وکار

۱. ارائه سریع‌تر سود به مشتری: به جای انباشتن محصول با قابلیت‌های کم‌اهمیت، تیم روی مواردی کار می‌کند که بیشترین بازدهی را دارند.
۲. هم‌سویی گروه با اهداف راهبردی سازمان: هر ویژگی به‌طور مستقیم به اهداف کلان شرکت پیوند می‌خورد و تصمیم‌گیری‌ها شفاف‌تر می‌شود.
۳. بهبود رضایت ذی‌نفعان و مشتریان: وقتی مشتریان در هر دوره کاری ارزش واقعی دریافت می‌کنند، اعتمادشان به تیم افزایش می‌یابد.
۴. مدیریت بهتر منابع: با تمرکز بر موارد پرارزش، زمان و انرژی تیم صرف مهم‌ترین فعالیت‌ها می‌شود.

روش‌های کاربردی برای سنجش و اولویت‌دهی ارزش کسب‌وکار

۱. WSJF (اولویت‌دهی به کار کوتاه با وزن)

این روش که در چارچوب SAFe پرکاربرد است، موارد را بر اساس فرمول زیر رتبه‌بندی می‌کند: WSJF = ارزش کسب‌وکار تقسیم بر اندازه کار. یعنی کارهایی که ارزش بیشتری دارند و در زمان کمتری انجام می‌شوند، در اولویت بالاتری قرار می‌گیرند.

۲. بازی ارزش

شبیه به بازی برنامه‌ریزی است. تیم و ذی‌نفعان، به هر مورد بر اساس ارزش کسب‌وکار امتیاز می‌دهند. این روش باعث مشارکت بیشتر می‌شود.

۳. مدل کانو

ویژگی‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند: نیازهای پایه (انتظارات اولیه)، نیازهای عملکردی (ویژگی‌هایی که تجربه کاربر را بهتر می‌کنند) و ویژگی‌های خوشایند (قابلیت‌هایی که مشتری را شگفت‌زده می‌کنند). این مدل کمک می‌کند تمرکز از کارهای کم‌اثر به سمت ویژگی‌های کلیدی معطوف شود.

۴. نقشه‌برداری اثر

با ترسیم نقشه اثرگذاری، تیم می‌تواند مشاهده کند که هر مورد از فهرست وظایف چه تأثیری بر اهداف کلان و ذی‌نفعان دارد.

خطاهای متداول در اولویت‌بندی فهرست وظایف

۱. اولویت‌دهی صرفاً بر اساس نظر مدیران: گاهی تصمیم‌گیری‌ها تنها سیاسی یا مطابق خواست مدیر ارشد انجام می‌شود و نیازهای واقعی مشتری فراموش می‌گردد.
۲. نادیده گرفتن کاربران نهایی: تمرکز بیش از حد بر نیازمندی‌های داخلی سازمان و غفلت از بازخورد مشتری باعث می‌شود محصول فاقد ارزش واقعی باشد.
۳. تمایل به انتخاب کارهای ساده‌تر: گروه‌ها ناخودآگاه به سمت مواردی می‌روند که آسان‌تر تکمیل می‌شوند، حتی اگر سود کمتری داشته باشند.
۴. یک‌بار اولویت‌بندی و پایان! فهرست وظایف یک سند پویاست. بازنگری و اولویت‌دهی باید به‌طور پیوسته در جلسات پالایش فهرست و برنامه‌ریزی دوره کاری انجام شود.

راهکارهای عملی برای گروه‌ها

  • تعریف معیارهای شفاف برای ارزش: مثلاً رشد درآمد، کاهش زمان پردازش، یا بهبود شاخص رضایت مشتری.
  • درگیر کردن ذی‌نفعان: نمایندگان مشتری و کسب‌وکار در جلسات پالایش حضور داشته باشند.
  • استفاده از داده‌های واقعی: تصمیم‌گیری بر اساس آمار فروش، رفتار کاربران و تحلیل بازار.
  • بازبینی مستمر: در جلسه بازبینی دوره کاری بررسی کنید که آیا ارزش ارائه شده با اهداف همخوانی دارد یا خیر.

نتیجه‌گیری

اولویت‌بندی فهرست وظایف تنها بر اساس حجم کار یا سرعت تیم، مسیر محصول را منحرف می‌کند. با تمرکز بر ارزش کسب‌وکار، گروه‌ها می‌توانند سود واقعی به مشتری و سازمان برسانند، اعتماد ذی‌نفعان را جلب کنند و در مسیر دستیابی به اهداف راهبردی قدم بردارند. فهرست وظایف محصول، قلب اسکرام است؛ هرچه ضربان آن بر پایه ایجاد ارزش واقعی باشد، محصول و تیم سالم‌تر خواهند بود.

دیدگاه ها

مطالب مرتبط

چگونه چابکی کسب‌وکار را در سازمان خود پیاده‌سازی کنیم

چابکی کسب وکار به سرعت بیشتر مربوط نیست، بلکه تمرکز و هماهنگی است. بسیاری از سازمان ها در دام شلوغ کاری و فعالیت های بی ثمر می افتند. این مقاله سه بلو...

مدیر پویا کیست و چه تفاوتی با رهبر کلاسیک دارد؟

در سال ۲۰۲۵، نقش مدیران پویا برای سازگاری با تحولات سریع دیجیتال و بازار جهانی حیاتی شده است. این رهبران به جای کنترل، بر اعتماد، داده محوری و ایجاد ا...

اسکرام: آینه‌ای که مشکلات سازمان را آشکار می‌کند

اسکرام اغلب به اشتباه به عنوان یک راه حل جادویی برای مشکلات سازمانی در نظر گرفته می شود. در واقع، این چارچوب یک نشانه دهنده است که ناکارآمدی ها، وابست...