چگونه تیمهای اسکرام ناهمزمان بدون جلسات روزانه کار خود را پیش میبرند
زمانی که گروهها در محدودههای ساعتشمار مختلف فعالیت دارند، معمولاً اولین چیزی که دچار مشکل میشود، همان نشست روزمره اسکرام است. پیدا کردن ساعتی مشترک که برای همه مناسب باشد، ناممکن است. بعضی از افراد تازه روز خود را شروع کردهاند و برخی دیگر در حال پایان دادن به شیفت کاری هستند. برای هر کسی که مسئولیت ارائه خروجی را بر عهده دارد، این موقعیت میتواند ناخوشایند به نظر برسد. بدون یک جلسه روزانه، این فرض به وجود میآید که همراستایی و مسئولیتپذیری آسیب خواهند دید.
با این وجود، بسیاری از گروههای اسکرام ناهمگام، به شکلی پیوسته و بدون برگزاری یک دیدار روزانه مرسوم، کار خود را تحویل میدهند. آنها چارچوب اسکرام را نادیده نمیگیرند. بلکه هدف آن را به شیوهای متناسب با محیط خود به کار میگیرند. به جای وابستگی به یک نشست زنده برای ایجاد هماهنگی، آنها این هماهنگی را درون سامانه خود میسازند.
مسئله اصلی این نیست که آیا یک جلسه روزانه در تقویم وجود دارد یا خیر. مسئله اصلی این است که آیا تیم میتواند پیشرفت خود را به روشنی ببیند، به سرعت تنظیم کند و بر یک هدف مشترک متمرکز بماند. اگر این شرایط برقرار باشد، مدیریت خودگردان میتواند حتی در یک فضای کاملاً ناهمگام نیز شکوفا شود.
تیمهای اسکرام ناهمگام به دلیل کنار گذاشتن جلسات شکست نمیخورند
دیدار روزانه اسکرام برای کمک به گروه طراحی شد تا پیرامون هدف اسپرینت هماهنگ شوند، پیشرفت را بررسی کنند و برنامه خود را سازگار نمایند. هرگز قرار نبود این جلسه گزارشی وضعیتی برای مدیران باشد. هدف آن همکاری و شفافیت است.
در یک محیط متمرکز، یک نشست کوتاه روزانه روشی کارآمد برای ایجاد آن هماهنگی است. در تیمهای اسکرام ناهمگام، باید به همان نتایج دست یافت، اما لازم نیست این نتایج در زمان واحد یا در یک مکان یکسان حاصل شوند.
گروههایی که به شکل ناهمزمان موفق میشوند، پیشرفت را در طول روز نمایان میسازند. موارد کاری در حین حرکت بهروزرسانی میشوند. موانع به وضوح علامتگذاری و توضیح داده میشوند. تغییرات در محدوده یا اولویت در ابزارهای مشترکی مستند میشوند که همه میتوانند آنها را ببینند. به جای متمرکز کردن هماهنگی در یک رویداد، آن را در جریان کار خود توزیع میکنند.
اگر بتوانید تابلو تیم را باز کنید و بفهمید که آیا آنها در مسیر دستیابی به هدف اسپرینت خود هستند، مدیریت خودگردان در حال کار است. اگر برای درک آنچه در حال رخ دادن است نیاز به پرسیدن بهروزرسانیها دارید، مسئله نبود جلسه نیست. مسئله نبود شفافیت است.
خطر بزرگتر برای تیمهای اسکرام ناهمگام، انحراف است
فاصله جغرافیایی به تنهایی مشکلات را ایجاد نمیکند. خطر بزرگتر، انحراف خاموش است.
در گروههای متمرکز، مسائل کوچک به سرعت آشکار میشوند. کسی نگرانیای را میشنود. یک گفتوگوی سریع ابهام را برطرف میکند. وقتی اولویتها تغییر میکنند، افراد متوجه میشوند. کار ناهمگام بسیاری از این سیگنالهای غیررسمی را حذف میکند.
بدون نمایانسازی قوی، تیمها میتوانند به تولید خروجی ادامه دهند در حالی که به آرامی از هدف مورد نظر خود دور میشوند. کار تکمیل میشود، اما لزوماً به ترتیب درست نیست. تصمیمگیریها در پیامهای خصوصی اتفاق میافتد که دیگران هرگز آنها را نمیبینند. هدف اسپرینت کمرنگتر از آن میشود که انتخابهای روزانه را هدایت کند.
این نوع انحراف خطرناک است زیرا بازخورد را به تأخیر میاندازد. نقشه راه به شکلی خاموش عقب میافتد. وابستگیها دیر کشف میشوند. ذینفعان غافلگیر میشوند، حتی اگر تیم مشغول به نظر برسد.
تیمهای قوی اسکرام ناهمگام، سامانه خود را طوری طراحی میکنند که از انحراف جلوگیری کند. آنها اهداف، اولویتها و ریسکها را به اندازهای نمایان میکنند که ناهمراستایی نادیده گرفته نشود.
تیمهای با عملکرد عالی اسکرام ناهمگام چه چیزهایی را نمایان میسازند
مدیریت خودگردان به درک مشترک وابسته است. در گروههای اسکرام ناهمگام، این درک باید صریح باشد.
تیمهای عملکرد بالا اطمینان حاصل میکنند که تمام کارها در یک سامانه مشترک واحد زندگی میکنند که واقعیت کنونی را منعکس میکند. آنها اجازه نمیدهند بهروزرسانیهای مهم تنها در رشتههای گفتوگو یا یادداشتهای خصوصی باقی بمانند. هدف اسپرینت روشن است و در طول اسپرینت به آن ارجاع داده میشود تا تصمیمات روزانه را هدایت کند. اولویتها به گونهای مرتب میشوند که مشخص باشد بعداً چه کاری باید انجام شود.
آنها همچنین تصمیمات مهم را در مکانهایی مستند میکنند که کل تیم بتواند به آنها دسترسی داشته باشد. وقتی یک مانع ظاهر میشود، زود مطرح و تا زمان رفع آن پیگیری میشود. هیچ چیز مهمی پنهان نمیماند.
این سطح از شفافیت، سردرگمی را کاهش میدهد و چرخههای تصمیمگیری را کوتاه میکند. وقتی همه میتوانند اطلاعات یکسانی را ببینند، افراد میتوانند بدون انتظار برای اجازه عمل کنند. این همان چیزی است که خودمختاری را عملی و نه پرریسک میسازد.
تیمهای اسکرام ناهمگام چگونه جلسه روزانه را جایگزین میکنند
تیمهای اسکرام ناهمگام هنوز به هماهنگی روزانه نیاز دارند. آنها این نیاز را صرفاً از طریق عادتها به دست میآورند، نه از طریق جلسات.
برخی گروهها از بهروزرسانیهای نوشتاری ساختاریافته استفاده میکنند که بر پیشرفت به سوی هدف اسپرینت، ریسکها و گامهای بعدی متمرکز است. برخی دیگر به مدیریت منظم تابلو متکی هستند که در آن کار مسدود شده به وضوح علامتگذاری شده و تفسیر پیشرفت آسان است. در مواردی که همپوشانی منطقه زمانی حداقل است، بهروزرسانیهای ضبط شده کوتاه میتوانند به انتقال زمینهای کمک کنند که بیان آن در قالب نوشتار دشوار است.
روش خاص کمتر از ثبات اهمیت دارد. آنچه مهم است این است که هر روز تیم بتواند به این پرسشها پاسخ دهد: آیا ما در مسیر دستیابی به هدف اسپرینت هستیم؟ چه چیزی در حال حاضر مسدود یا در معرض خطر است؟ چه تنظیماتی لازم است؟
وقتی این پاسخها نمایان و بهروز باشند، هماهنگی در حال وقوع است. وقتی اینگونه نباشد، افزودن یک جلسه ممکن است فعالیت ایجاد کند اما فقدان اساسی شفافیت را برطرف نخواهد کرد.
توافقهای کاری، ساختار لازم را فراهم میکنند
کار ناهمگام نیاز به انتظارات روشن را افزایش میدهد. بدون آنها، سلسله مراتب غیررسمی به سرعت شکل میگیرد.
تصمیمات ممکن است به کسی که اول پاسخ میدهد واگذار شود. صداهای با سابقه ممکن است بر بحثهای نوشتاری تسلط یابند. کار ممکن است واگذار شود به جای آنکه کشیده شود. زمانهای پاسخ میتوانند آنقدر متفاوت باشند که هماهنگی کند شود.
این الگوها اغلب به عنوان مسائل عملکردی تفسیر میشوند. در بسیاری موارد، آنها مسائل شفافیت هستند.
تیمهای قوی اسکرام ناهمگام، توافقهای کاری صریحی ایجاد میکنند که نحوه عملکرد آنها را تعریف میکند. آنها بر سر زمانهای پاسخ مورد انتظار، نحوه پیشنهاد و نهایی کردن تصمیمات، زمان لازم برای یک گفتوگوی زنده و نحوه کشیدن کار به جریان پیشرفت توافق میکنند. آنها همچنین روش مطرح و حل تعارضات را روشن میسازند.
این توافقها مانند حفاظ عمل میکنند. آنها ساختاری فراهم میکنند که خودمختاری را ایمن میسازد. وقتی انتظارات روشن باشد، افراد سریعتر و با اطمینان بیشتری حرکت میکنند. مدیریت خودگردان به معنای نبود قوانین نیست. به معنای کار کردن در چارچوبهایی است که از مالکیت حمایت میکنند.
چرا برخی رویدادهای همزمان هنوز اهمیت دارند
در حالی که هماهنگی روزانه میتواند به شکل ناهمگام مدیریت شود، همگامسازی دورهای همچنان مهم باقی میماند.
بررسی اسپرینت، تیم را دوباره به ذینفعان و به نتایجی که کارشان باید به آن برسد متصل میکند. آنها یک درک مشترک از ارزش و مسیر ایجاد میکنند. بازنگریها به تیم اجازه میدهد بررسی کند سامانه ناهمگام آنها چگونه عمل میکند و آن را عمداً بهبود بخشد.
وقتی این رویدادها به نام کارایی کنار گذاشته میشوند، هماهنگی اغلب به مرور زمان تضعیف میشود. خروجی ممکن است ادامه یابد، اما مالکیت مشترک و مشارکت کاهش مییابد. تیمهای اسکرام ناهمگام از استفاده از زمان همزمان برای بازرسی و سازگاری به جای بهروزرسانیهای معمولی سود میبرند.
طراحی تیمهای اسکرام ناهمگام برای ارائه مطمئن
اسکرام به متمرکز بودن وابسته نیست. این چارچوب بر پایه شفافیت، بازرسی و سازگاری بنا شده است. این اصول میتوانند در هر منطقه زمانی زمانی که سامانه بهطور متفکرانه طراحی شده باشد، عمل کنند.
تیمهای اسکرام ناهمگامی که به طور قابل اعتماد تحویل میدهند، چند ویژگی مشترک دارند. اهداف آنها روشن است. کار آنها نمایان است. ریسکهای آنها زود مطرح میشود. توافقهای آنها نحوه عمل و تصمیمگیری افراد را تعریف میکند.
معیار واقعی موفقیت ساده است. آیا میتوانید پیشرفت، ریسک و مالکیت را بدون درخواست برای روشنسازی ببینید؟
اگر پاسخ مثبت است، تیم به طور مؤثری خودگردانی میکند. اگر پاسخ منفی است، راهحل جلسات بیشتر نیست. راهحل یک سامانه بهتر طراحی شده است که هماهنگی و پاسخگویی را هر روز نمایان میسازد.
مطالب مرتبط
رهبران چابک چگونه با پرسشهای درست تیم را هدایت میکنند
رهبران چابک به جای دستور دادن، با پرسیدن سوالات درست تیم را هدایت می کنند. سوالاتی مانند «چه چیزی سرعت شما را کم می کند؟» یا «چطور می توانم کمک کنم؟»...
نگهداری مدل عملیاتی کلید چابکی واقعی در سازمانها
نگهداری مدل عملیاتی، تمرین مداوم پاکسازی ساختارها و فرآیندهایی است که با چابکی واقعی در تضادند. بسیاری از سازمان ها چارچوب های چابک را اجرا می کنند، ا...
اجرای جلسه بازنگری فرامتنی در کمتر از دو ساعت
اگر ذینفعان شما فرآیندهای تیم را درک نمی کنند، شاید شما آن ها را از جلسات کلیدی دور نگه داشته اید. بازنگری فرامتنی روشی است برای دعوت از ذینفعان به مش...
دیدگاه ها